رمان | دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان ایرانی و خارجی

ورود

موضوعات

تبلیغات

ترس از ازدواج فصل اول (قسمت اول)

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : شنبه 29 آذر 1393 06:54 ب.ظ
سلام گل دخترا شایدم گل پسرا
احوالات شریف؟؟؟
خوبید؟ خوشی؟سلامتید؟
خوب از قسمت اول ویرایش شدشو براتون میزارم...
فقط
خواهشا ایرادای کارو بگید چیزی لازمه اضافه بشه یا کم بشه هم بگید
امممممممم
یه سوال؟!
بچه ها رمان گناهکار رو خوندید؟
اگر خوندید بگید براتون کلیپاشو بزارم دانلود
اگرم نخوندید پیشنهاد میکنم بخونید

خوب برید ادامه باسه قسمت اول

مقدمه
می گویند عشق ان است که به ان نرسی!!!
و من می دانم چرا...!
زیرا در روزگار من
کسی نیست زنانه عاشق شود
و مردانه بایستد

افسون-ای بابا دلارام چقدر غر میزنی
-خوب حق دارم دیگه معلمه زول زده تو چشمام داره میگه مادرشوهرم دیشب از غذام ایراد گرفت!!!خوب

گرفت که گرفت!اصلا خوب شد ایراد ایراد گرفت!ایشالا بیشتر بگیره!والا

افسون-خوب مگه بده داره خاطر تعریف میکنه؟؟؟

نه بد نیست!افتضاحه!!!اخه به من چه!!!والا به خدا

افسون-از هیکلت خجالت بکش خیرسرت پیش دانشگاهی رو داری تموم میکنی بعد عین این پیرزن غرغرو

ها امدی داری هی غر میزنی اخه من نمیدونم این معلم چه هیزم تری به تو فروخته؟؟؟

-اخه چه معنی داره تو هر ده تا جملش پنچ تاش شعره سه تاش  خاطراتش با پسر و شوهرش دوتاش هم خدا بخواد درس

افسون-اتفاقا زن باید پر حرف باشه تا بتونه جو و فضای خونه رو گرم

کنه!!!

-میخوام نکنه!!!بعدشم داری میگی جو خونه نه کلاس

افسون-ولی فکر کنم شوهرش خیلی خاطرشو میخواد

- اره خوب وگرنه من اگر جای شوهرش بودم چند بار تاحالا

طلاقش داده بودم!

افسون-دوسش داره

-کی؟؟؟

افسون-شوهرش دیگه!!!

ناخوداگاه یه پوزخند امد رو لبم دوست داشتن!!!چه کلمه مسخره ای نمیدونم شاید برای من مفهوم نداره ولی توی دنیای من دوست داشتنی وجود نداره یعنی نه این که بی احساس باشما نه اتفاقا دختر احساساتی هم هستم ولی خوب دوست داشتن دوتا جنس مخالف برام نامفهومه!شاید چون تو زندگیم زیاد ندیدم...نمیدونم شایدم به خاطر مسائل خانوادگی من باشه ولی به نظرم چیز مسخره ایه

افسون-ولی دقت کردی؟؟؟

-چیو؟؟؟

افسون-وقتی درباره پسرش حرف میزنه زل میزنه به تو

-که چی؟؟؟

افسون-شاید میخوادت

-خفه شو بیشوور شوور داره

افسون با گیجی-کیومیگی؟؟؟مگه میشه شوور داشته باشه؟!

-پ ن پ حتما زن داره!!!

افسون-خو طبیعیش اینه!

-طبیعی بخوره تو سرت الان عمه من بود میگفت شوورش دوسش داره؟؟؟

افسون یه دونه زد پس کلمو گفت -خاک تو سر منفی فکرت منظورم این بود باسه پسرش میخوادت

-غلط کردی

افسون-من چرا؟؟؟

-منظورم خانم چراغی
افسون-اهان ولی فرض کن بشه مادر شوورت
-من غلط بکنم بشم عروس اون اوفففففففففف پیرزن پرچونه

یه شونه انداخت بالا و دیگه هیچی نگفت نزدیکای خونه رسیده بودیم خوب بزارید یه توضیح مختصر بدم حتما فهمیدید اسمم دلارامه و پیش  دانشگاهیم و دور از جون خودم با افسون عین خر داریم برای کنکور میخونیم!!!
رشته جفتمون انسانیه تو یه ساختمون زندگی میکنیم و همسایه دیوار به دیواریم...از خانوادم نمیگم چون خودتون میفهمید تک فرزندم و خدا رو روزی هزار بار شکر میکنم افسون هم برام مثل خواهره از اول ابتدایی باهمیم هییییییییییییییییییی چه زود گذشت...افسون ولی نه یه خواهر دوقلو داره که کپی برابر اصل خودشه ولی افسانه وقتی ده سالش بوده یهو غیب میشه و انگار نه انگار اصلا افسانه ای از اول وجود داشته...بااین که اون موع بچه بودم ولی خوب گریه های مامانش و یادمه خیلیییییییییییییی روزای بدی بود...ولی خوب هرچی بود گذشت به پلیس هم خبر دادن ولی پروندش به علت نبودن هیچ نشونی بسته شد...خلاصه به هر دری زدیم هیچی به هیچی اوممممممممممممممممممم دیگه این که افسون ومریم یکی دیگه از دوستام باهم مثل خواهریم توی ما سه تا هر کدوممون یه جور طعم تلخ دنیا رو چشیدیم حالا کم کم از زندگی هممون با خبر میشین...ولی خوب همیشه سعی میکنیم خودمون و شاد نشون بدیم و نزاریم کسی از درد و غمامون با خبر باشه تقریبا همیشه با همیم ولی خوب با مریم تو دبیرستان اشنا شدیم تو سال دوم صمیمی تر شدیم...باقیشم بخونید من دیگه حرف نمیزنم این افسون هی داره میزنه تو سر و گردنم که بیشتر از این حرف نزنم تا داستان زندگیمونو به این زودی لو نره!!!!!خودتون بخونین امیدوارم لذت ببرین!!!راستی نکات مثب18 هم داره گفتم کسایی که دوست ندارن نخونن(ایا کسی هست؟؟؟)ودیگه حرفی ندارم برین بخونین...
بعد از خدافظی باافسون رفتم خونه

فصل اول
سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود

من اگر راضی باشم باشادی میخندم

بعد از این که افسون رفت خونشون زنگ خونمونو زدم طبق معمول مامان درو باز کرد

-سلام مادر...خوبی؟؟؟مدرسه خوب بود؟؟

-سلام مرسی من برم لباس عوض کنم بیا

داشتم میرفتم اتاقم که وسط پذیرایی روی فرش برق یه چیزی افتاد تو چشمم رفتم جلو برش  داشتم و

 یه نگاه بهش کردم خورده شیشه...اوففففففففففففففف بازم دعوا اینا خسته نمیشن...والا

 برگشتم سمت مامان و با دقت بیشتری نگاهش کردم خوشگل بود ولی شکسته شده بود دلم میسوخت هم برای

ضعیف بودن مادرم و هم به خاطر دعواهای بابام...بعضی وقتا از مامانم بدم میومد و بعضی وقتا از بابام دلمم

 براشون میسوخت بیست و یک ساله دارن به خاطر من  باهم زندگی میکنن ولی نمیدونن دارن بهم ضربه

میزنن یه روزمرگی ساده میدونی چقدر برام سنگینه تو پونزده سالگی بابات زول بزنه تو چشمات و بگه

ماباهم کنار نمیایم؟هرکوممون داره زندگی خودشو میکنه و راه خودشو میره؟؟؟میدونی وقتی تو پونزده سالگی

دوبار جلوت اسم طلاق بیارن یعنی چی؟میدونی وقتی جلوت باهم دعوای فیزیکی میکنن یعنی چی؟میدونی همه

 چی تو ذهن  یه بچه میمونه؟؟؟پونزده سالگی یه سنه حساسه باسه دخترا چون داره شخصیتشون شکل

میگیره بعد این دعواها میدونی نتیجش چی میشه؟؟؟میشه من!!!منی که از ازدواج میترسم...منی که محبت

تکی رو یاد گرفتم و نمیدونم عشق پدر مادر نسبت بهم چیه؟؟؟باسه همین به علاقه جنس مخالف بهم اعتقادی

ندارم پونزده سالگیم که خوب یادمه به قول مامانیم(مامان بابام)دیگه خانومی شده بودم باسه خودم میفهمیدم

حالا هر چقدرم بگن بچه ای درسته تجربه انچنانی نداشتم ولی میفهمیدم درک میکردم وقتی مامانت میاد پیشت

گریه میکنه میگه فقط به خاطر تو موندم وگرنه تحمل نمی کردم میدونی یعنی چی؟؟؟وتی میگه اگر تو نبودی

پشتمم نگاه نمی کردم و میرفتم خونه مامانم یعنی  چی؟؟؟هییییییییییییییییییییییییییییی دلم به افسون و مریم

خوشه وگرنه تاالان دق کرده بودم نمیدونستم به مامانم چی بگم؟چی دارم بگم؟فقط یه نگاه سرزنش امیز کار

دیگه ای نمیتونم بکنم فقط قبلش بین راه فقط گقتم


یکشنبه 16 فروردین 1394 12:33 ب.ظ
?y soal gharar nis edame bdin
نیکا 78
میخوام تمومش کنم یهویی کلشو بزارم به نظرم بهتره
پنجشنبه 25 دی 1393 03:52 ب.ظ
سلام ببخشید این رمان کامل نشده ایا؟؟اگه شده پی دی افشو بزارید لطفا ممنون بابته رمانای باحالتون
نیکا 78
تموم شد حتما میزارم موقع امتحاناس و سرم شلوغه شرمنده
شنبه 13 دی 1393 09:39 ق.ظ
کلیپ هاش رو بذار....
نیکا 78
جشم حتما میزارم!
چهارشنبه 10 دی 1393 09:47 ق.ظ
سلااااااام.من گناهکارو خوندم.لطفا کلیپاشو بذار
سیامک
کلیپ!!
یکشنبه 30 آذر 1393 08:46 ب.ظ
سلام
مرسی بازم شروع کردی............. رمان جدید جدیده این
نیکا 78
سلام عزیزم...خواهش میکنم گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ