رمان | دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان ایرانی و خارجی

ورود

موضوعات

تبلیغات

دانلود رمان رنج های فراموش شده

نویسنده : سیامک
تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 11:30 ق.ظ

رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز

رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز

نام رماننام رمان :رمان رنج های فراموش شده

نویسنده به قلم :عسل ناناز

حجم رمانحجم رمان : ۲.۳۵ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۲ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۸ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۵۳ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختر و پسری به اسم مهرانه و احسان هست.داستان این دو نفره پسری که زخم خورده و دختری که شجاعت تحسین برانگیزی داره داستان از اون جایی شروع میشه که مهرانه بعد از۷سال احسان رو دوباره پیدا میکنه ولی میفهمه که احسان…


فرمت رمان :فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

download :دانلود رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز با فرمت pdf

download :دانلود رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز با فرمت apk

download :دانلود رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز با فرمت java

download :دانلود رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز با فرمت jad

download :دانلود رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز با فرمت java (پرنیان)

download :دانلود رمان رنج های فراموش شده از عسل ناناز با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

-اه بازم باید برم بیش این استاده نمیدونم چرا انقدرمنومی پیچونه حالاخوبه ازش نخواستم آپولو هواکنه.
حتما می پرسین چه کاری؟؟؟ جونم واستون بگه برای یه پروژه باید یکی از سال بالایی هارو که این پروژه رو انجام داده انتخاب کنیم تا بهمون کمک کنه وگرنه به پروژمون نمره نمیده حالا این استاد بوق دو هفته است منو علاف خودش کرده هر دفعه هم که میرم میگه کسی که بتونه به شما کمک کنه پیدا نکردم حتما میخواد برام بسازه والا وگرنه این همه که طول نمیکشید الانم دارم میرم دفترش تا ببینم چه گلی باید بریزم سرم.عاغا اصلا یه سوال چرا حتما باید یه سال بالایی بهمون کمک کنه مگه خدایی نکرده خودمون این جوری هستیم؟؟ (یه ادم کج و کوله وچلاق رو تصور کنید!!!)
وای بلاخره رسیدم چقدر طولانی بود باید بگم تو راهرو هاهم اتوبوس بزارن بس که درازه!!!!!!!!!!!!
خوب یه نفس عمیق میکشم وحرف هایی که باید بگم رو باخودم مرورمیکنم درحالی که چادرم رو مرتب میکنم زیر لب یه بسم الله میگم و در میزنم
-بفرمایید
همونطور که زیر لب اشهدمو میخونم اروم وارد میشم بسکه استاده بداخلاق و ترسناکه میترسم منو بخوره!!!!(شما قیافه یه ادم خوار رو تصور کنید!!!)بچه ها اگه برنگشتم بیرون حلالم کنید!!
-سلام استاد خ…
نمی ذاره حرفم تموم بشه که فوری میپره وسط حرف ادم انگار علم غیب داره و میدونه که چی می خواییم بگیم هرچند مال منو میدونه بسکه اومدم ازش پرسیدم پس راهنمای من کو بدبخت کچل شد– خانم کاتب هنوز کسی رو پیدا نکردم که بتونه کمکتون کنه.

رمان رنج های فراموش شده

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ