رمان | دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان ایرانی و خارجی

ورود

موضوعات

تبلیغات

ترس از ازدواج فصل اول (قسمت اول)

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : شنبه 29 آذر 1393 06:54 ب.ظ
سلام گل دخترا شایدم گل پسرا
احوالات شریف؟؟؟
خوبید؟ خوشی؟سلامتید؟
خوب از قسمت اول ویرایش شدشو براتون میزارم...
فقط
خواهشا ایرادای کارو بگید چیزی لازمه اضافه بشه یا کم بشه هم بگید
امممممممم
یه سوال؟!
بچه ها رمان گناهکار رو خوندید؟
اگر خوندید بگید براتون کلیپاشو بزارم دانلود
اگرم نخوندید پیشنهاد میکنم بخونید

خوب برید ادامه باسه قسمت اول

ترس از ازدواج

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 06:18 ب.ظ
سلام به همه خوشگلا
احوالات شریف؟!
به به میبینم قالب وب عوض شده
چقدرم خوشگل شده
من و یادتون میاد؟!
دلارام و چی؟؟؟
افسون؟
مریم؟
احسان؟
ترس از ازدواج؟!
خوب بزارید درست حسابی توضیح بدم
من گفته بودم باسه عید یا تابستون رمان رو باسه دانلود میزارم
یه سری از دوستان گفتن کامل شدشو باسشون ایمیل کنم
خوب عزیزای دلم من اگر کامل شدشو داشتم میزاشتم باسه دانلود
و اما دلیل گزاشتن پست امروزم
بسی به کمک همتون نیاز دارم
من تا یه جاهایی تایپ کردم اماده تو لب تابم دارم
ولی...
ولی باسه باقیش نیاز به کمک دوستان دارم
حالا اگر کسی هنوزم علاقه داره به خوندن این رمان و کمک به من بگه
نزدیک امتحانای ترمه و وقتا پره میدونم خودمم وقتم پره ولی خالی هم پیدا میشه توش دیگه
یه سوال کسی دوست داره ادامشو انلاین بزارم یا نه؟!
میل خودتونه
اگر خواستید بگید که بزارم من مشکلی ندارم
منتظر نطراتون هستم
فعلااااااااااا
دوستان من گفتم که یه جاهاییش گیر کردم ینی واقعا نمیدونم چی بنویسم؟!
الان من ویرایش شدشو دارم تا یه جاهاییش اگر بشه از قسمت اول ویرایش شدشو
دوباره میزارم وقتی رسیدم به اونجایی که هنگیدم چی بنویسم دست بوس شماس شما ایده بدید من باقیشو بنویسم
که خدا بخواد زود این و تموم کنیم که میخوام اون یکی رمان مشترکم که با دوستم نوشتیم و شروع کنم گزاشتن

ترس از ازدواج

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : پنجشنبه 10 مهر 1393 08:28 ب.ظ
توجه...توجه...توجه...توجه....توجه...توجه...توجه...توجه...توجه...

با سلام به دوستای گلم...

باید به دوستان گلم یه خبر بدم رمان ترس از ازدواج به

علت کم بودن نظرات و کم بودن خوانندگان دیگر به صورت

انلاین گزاشته نمیشه و پس از پایان برای دانلود قرار میگیرد...

با تشکر:nika.h

ترس از ازدواج قسمت هفتم

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : یکشنبه 23 شهریور 1393 04:03 ب.ظ
دوستان داستان ویرایش شد

سلــــــــــــــــام...من امدم با قسمت هفت ترس ازازدواج...

بچه ها تصمیم گرفتم داستان رو از زبون افسون هم بگم...

احسان رو که میشناسین...کم کم میفهمیم تو گذشته چی شده؟!

چرا یه پسر عاشق هاپو شده؟؟؟

بریم سر داستان...



دیدن عکست تمام سهم من است از "تو"

ان را هم جیره بندی کردم

تا مبادا توقعش زیاد شود

دل است دیگر

ممکن است فردا خودت را از من بخواهد..!

تر از ازدواج قسمت شیشم

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 12:58 ب.ظ
سلامیهههههههه....بنده امدمی با قسمت شیشم ترس از ازدواج

امیدوارم راضی باشید سریع میرم سر اصل مطلب

پس زود تند سریع بریم ادامه



کی میگه بخشیدن اسونه؟؟؟

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

 

به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی


نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی

 

به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی

 

نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم  تا ابد نشاندی



ترس از ازدواج قسمت پنجم

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : دوشنبه 17 شهریور 1393 05:10 ب.ظ
سلام به دوستان و همراهان ترس از ازدواج!!!
من امدم با قسمت پنجم ترس از ازدواج...
بسی زیباست....شکلکـــْـ هایِ هلــن

پستر هم سپینود گلم زحمت کشیده...

دستش دردنکنه...من که خیلی خوشم امد




هیچ وقت هیچ کس را باتمام وجودت دوست نداشته باش!!!

یک تکه از خودت را نگه دار...

برای روزهایی که هیچ کس را به غیر از خودت نداری


ترس از ازدواج قسمت چهارم

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393 09:37 ق.ظ
سلامی دوباره بنده امدم با قسمت چهارم ترس از ازدواج

این قسمت یه چیزایی معلوم میشه پس حتما بخونید

خوب بهتره زیاد حرف نزنم و بریم ادامه داستان


ترس از ازدواج قسمت سوم

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393 08:49 ق.ظ
سلااااااااااااااااااام من امدم با قسمت سوم داستان....

شاید امروز دوقسمت بزارم....

امیدوارم راضی باشید

حس آن ته سیگار مچاله

حس آن شاخه شکسته روی زمین

حس بیمار در کما رفته

حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین

حس تنهایی و رخوت

حس جان دادن تو خلوت

حس مرگ دارم امشب !

ترس از ازدواج(خبر)

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393 10:22 ب.ظ
سلام به همه خوانندگان ترس از ازدواج...

میخواستم به همه دوستان بگم موضوع کتاب رو انتخاب کردم و کاملا

ترکیبی هستش...اونایی که گفتن هم خونه ای بهتون بگم که کتاب

هم خونه ایه...

راستی کسی میتونه پستر درست کنه؟؟؟خودم بهتون عکس میدم...

فقط شما باید زحمت درست کردنش رو بکشید...اگر کسی میتونه بهم

بگه برای کسانی هم که نمیدونن منظورم از پستر چیه(برای جلد کتاب)

برای هر پست یکی میخوام برسم خودم درست میکنم ولی وقتم

خیلی کمه...اگر میتونین بهم کمک کنید...راستی اگر شخص سراغ

دارید برای شخصیت پسر داستان خبرم کنید...

مرسیnika.h

عکس شخصیت ترس از ازدواج

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 10:28 ب.ظ
سلامیوووووووووو

بنده امدم با عکسای دلارام...

امیدوارم راضی باشید...

برید ادامه باسه باقی  عکسا اخر سر باهاتون کار دارم

بیوگرافی میراندا کر  ,زندگی میراندا کر  ,عکس های میراندا کر  ,تصاویر میراندا کر  ,همسر واقعی میراندا کر


ترس از ازدواج(نظرسنجی)

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 09:44 ق.ظ
سلام دوستان...

خسته نباشید...

میخوام قسمت سوم رو بنویسم و میخواستم نظر شما رو هم بدونم...

تا الان یه پیش زمینه بود برای این که یه چیزایی از زندگی دلارام بدونید...

ولی کم کم میخوام برم سراغ اصل داستان...

میخوام کنار موضوع اجتماعی کتاب یه چیز دیگه هم بزارم...

یعنی یه جورایی ترکیبی...

حالا دوست دارید هم خونه ای باشه یا پلیسی یا فرار از خونه یا

خودش خلافکار بشه؟؟؟اگر موضوع دیگه دارید بهم بگید...

لطفا نظرتون رو بگید تا از کتاب راضی باشید...

خوب دیگه حرفی ندارم منتظر نظراتون هستم...

فعلا...

ترس از ادواج قسمت دوم

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 09:29 ق.ظ
سلام...صبح عالی متعالی...

با قسمت دوم ترس از ازدواج امدم....

امیدوارم راضی باشید


سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود

من اگر راضی باشم باشادی میخندم

ترس از ازدواج...قسمت اول

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : یکشنبه 9 شهریور 1393 09:48 ب.ظ
سلام سلام صدتا سلام

با قسمت اول ترس از ازدواج امدم...

امروز پست رو کوتاه میزارم چون نمیرسم زیاد بزارم

امیدوارم راضی باشید

راستی شخصیت دختر خوب سراغ داشتید معرفی کنید


مقدمه

نویسنده : نیکا 78
تاریخ : یکشنبه 9 شهریور 1393 07:40 ب.ظ
مقدمه

می گویند عشق ان است که به ان نرسی!!!

و من می دانم چرا...!

زیرا در روزگار من

کسی نیست زنانه عاشق شود

و مردانه بایستد


سلام...

میخوام چند تا سوال در ظاهر ساده بپرسم...

به معنای این کلمه ها خوب فکر کن...

عشق چیه؟؟؟احساس چیه؟؟؟دوست داشتن؟؟؟یا دوست داشته

شدن؟؟؟

این چهار کلمه به زبان اوردنش ساده است ولی پر از معنی و مفهومه...

داستان زندگی من خیلی به این چهار کلمه وابستس...

هیچ وقت اجازه نده نه به خودت و نه به دیگران که ضعیف حسابت کنن

هیچ پسری حق نداره من بگه ضغیف

من جنسم لطیفه و ظریف

ولی ضعیف

اصلا

کسی که منو ضعیف میدونه میخواد با استفاده از قدرتش خودشو

 بزرگ بدونه

تا حالا فکر کردی تویی که ادعای قوی بودن داری از شکم من زن

به دنیا میای؟؟؟

پس دل نشکن که شکستن راحته ولی ترمیمش سخت
:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ